پ. ن:تا چند ساعت پیش در دنیایِ ما روز مادر بود، هرچه گفتم روزت مبارک، صدایِ خنده هایت توام با "این چه کاریه می کنی " نیامد، اما مطمئنم یکجایی از اینجا دور حرفهایم را شنیدی و پیش خودت گفتی باز این خُل بازی هایش شروع شد.
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزایی
امروز حیرانیم میانِ خاطراتدر خانه هایِ زندگیوفردا که زمانش را نمی دانمخود خاطره ایِم،سرگردان ِ گورهاپ. ن: ببین از تُ ننوشتن چگونه ختم میشود به سرگردانی در گورهابرچسبها: خاطره, زندگی, امروز, فردا
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزایی